۳۱ فروردین ۱۳۹۹،‏ ۲۳:۵۵
کد خبرنگار: 1343
کد خبر: 83757234
۰ نفر
ملک‌الشعرای بهار؛ روزنامه‌نگاری ملی‌گرا با قلمی آزاد

محمدتقی بهار شاعر، روزنامه‌نگار و سیاست‌مدار معاصر ایرانی بود که در دوره فعالیت حرفه‌ای روزنامه‌نگاری خود در روزنامه‌های مختلف قلم زد؛ قلمی که همواره ستایش‌گر آزادی و صلح بود و با درک درست از شرایط اجتماعی زمان خویش به مبارزه با استبداد حاکم پرداخت.

محمدتقی بهار در ۱۲۶۵ خورشیدی در شهر مشهد متولد شد. پدرش میرزا محمدکاظم صبوری شاعر آستان قدس رضوی بود و بهار، طبع شعر و لقب ملک‌الشعرایی را از پدر به ارث برد. او از هفت سالگی به سرودن شعر پرداخت و در مدت کوتاهی، به شهرت رسید و اشعارش، وِرد زبان اهل ادب و مردم کوچه و بازار شد.

 بهار، افزون بر فعالیت ادبی، به فعالیت سیاسی نیز می‌پرداخت و همین رویکرد، زمینه ورود او به عرصه فعالیت‌های مطبوعاتی را فراهم آورد. به‌گونه‌ای که در طول عمر خود در روزنامه های مختلف قلم فرسایی کرد. شاعری که در ذیل مقالات امضای «م. بهار» می‌گذاشت. او مدتی در مشهد و تهران روزنامه و مجله دایر و منتشر کرد و علاوه بر مقامات علمی و ادبی و شاعری به کار سیاست نیز مشغول بود و سیاست‌مداری مبرز و عالی‌قدر و پیوسته در مبارزات سیاسی بود. همین نوع رویکرد و اندیشه هم باعث شد تا در دوره حکومت قاجار و پهلوی چندبار مورد بی مهری قرار گرفته و یک مرتبه از تهران برای مدتی تبعید شد.

آغاز روزنامه نگاری بهار از خراسان

آغاز کار روزنامه‌نگاری ملک‌الشعرای بهار در ۱۲۸۷ خورشیدی و اوج استبداد صغیر محمد علی میرزا قاجار بود؛ دوره‌ای که در روزنامه نیمه‌مخفی خراسان قلم‌فرسایی می کرد و اشعارش بدون امضا یا با امضای «م – ب» به چاپ می‌رسید که مورد توجه بسیار قرار گرفت. چنان که خودش می‌گوید: من و رفقای دیگر، روزنامه خراسان را منتشر کردیم و اولین آثار ادبی من در ترویج آزادی در آن روزنامه انتشار یافت.

روزنامه خراسان به‌صورت دو شماره در هفته در مشهد آغاز به انتشار کرد اما نشر آن مدتی کوتاهی بیشتر دوام نیاورد؛ روزنامه‌ای که با شعار «برادری، آزادی، برابری و آبادی» منتشر می‌شد و نشریه‌ای خبری و هوادار مشروطیت بود و وقایع خراسان را پوشش می‌داد.

روزنامه خراسان وابسته به «انجمن سعادت» از کانون‌های مشروطه‌خواهان بود. در شماره‌های نخستین «رئیس‌الطلاب» را مدیر کل روزنامه معرفی می‌کردند و ملک‌الشعرای بهار او را «موهوم» توصیف کرده است. به این معنا که رئیس‌الطلاب در کار روزنامه دست نداشت زیرا نه‌تنها وجود این شخص مسلم است، بلکه به انگیزه کارهای شگفتش نام‌آور نیز بود و نام اصلی او حاج زین‌العابدین سبزواری بوده است.

قلم‌فرسایی در روزنامه طوس

 پس از خراسان، ملک‌الشعرا به فعالیت در روزنامه «طوس» پرداخت. طوس روزنامه‌ای ملی و هوادار اصلاح و ضد روس بود که سه ماه پس از تعطیلی روزنامه خراسان و همزمان با روز گشایش دوره دوم مجلس شورای ملی آغاز به انتشار کرده بود. مدیر مسئول آن، میرزا هاشم خان قزوینی بود که بعدها نام خانوادگی محیط مافی را برای خود انتخاب کرد. اگرچه شمار بزرگی از نویسندگان و شاعران خراسانی با روزنامه طوس همکاری می‌کردند اما نقش بهار برجسته تر از دیگران بود. به‌گونه‌ای که بسیاری از سرمقاله‌ها و سروده‌های وی در این روزنامه به چاپ می‌رسید اما این روزنامه توسط نیرالدوله حاکم خراسان توقیف شد. به نقل از محیط طباطبایی توقیف روزنامه، به درخواست روس‌ها صورت گرفت زیرا ملک‌اشعرا، در این روزنامه، برای مرگ پادشاهان انگلیس، ادای همدردی با ملت انگلیس کرد و این موضوع روس‌ها را جریح کرد تا اینکه آن‌ها درخواست توقیف روزنامه را کردند.

نوبهار و توقیف زودهنگام

بهار چند ماه پس از توقیف روزنامه طوس، روزنامه نوبهار را منتشر کرد؛ روزنامه‌ای که بنا به نوشته خودش: نامه‌ایست سیاسی، سرگذشتی، اخباری؛ خواهان یگانگی و فزونی اسلام و اسلامیان و هوادار بزرگی و نیرومندی ایران و ایرانیان. نوبهار در ۲۱ مهر ۱۲۸۹ خورشیدی نخستین شماره خود را بیرون داد؛ روزنامه‌ای که ارگان حزب دموکرات مشهد بود و در همان‌جا نیز منتشر می شد.

سرمقاله‌های نوبهار، همگی به قلم بهار و بیشتر پیرامون سیاست و جامعه ایرانی بود. برخی از آن‌ها، عنوان نداشتند و در پاره‌ای از شماره‌ها، مقاله اساسی به چاپ نمی‌رسید. به هر ترتیب، نوبهار بعد از ۸۰ دوره انتشار به دستور وثوق‌الدوله، وزیر خارجه وقت، پس از یک سال نشر توقیف شد.

تازه‌بهار به جای نوبهار

پس از دو ماه خاموشی، بهار «مقدمه تازه‌بهار» را بر روی یک صفحه و فردای آن روز، نخستین شماره از آن را به جای نوبهار درآورد اما با این نام، دوره حیات روزنامه محدود به ۹ شماره بود. این ۹ شماره، البته نام و شماره‌گذاری خود را داد و تفاوت دیگری با نوبهار ندارد. جز آنکه در سرلوحه، شخصی به نام جعفرزاده را به‌عنوان «معاون» که همه کارهای اداره با اوست، معرفی کرده‌اند.

تازه‌بهار در محتوا شبیه نوبهار بود و همچنان با رنگ وطن‌خواهانه، حمله‌های تند به روسیه و کارهای ضد ایرانی عاملان آن دولت می‌کرد. به همین دلیل و در فضایی که اولتیماتوم روس‌ها پدید آورده بود، با اشاره سفارت روسیه و دخالت وزارت خارجه ایران، آن نیز همچون نوبهار توقیف شد و ملک‌الشعرا به همراه شماری از دموکرات‌های خراسان ناگزیر از ترک شهر و دیار و اقامت در تهران شدند.

دوره دوم نوبهار

ملک‌الشعرا پس اینکه یک دوره در تهران زندگی کرد بار دیگر به خراسان بازگشت و وارد عرصه روزنامه‌نگاری شد و برای بار دوم روزنامه نوبهار را منتشر کرد. نوبهار ۷۷ شماره چاپ شد تا اینکه ملک‌الشعرا به نمایندگی مجلس شورای ملی انتخاب شد و نوبهار را هم به تهران برد و در آنجا منتشر کرد.

در باتدای روزنامه نوشته شده بود: نامه‌ایست سیاسی، علمی، ادبی، سرگذشتی، اخلاقی. سرمقاله و خبر، رکن اصلی روزنامه را تشکیل می‌داد و چاپ ستون‌هایی همچون «وقایع شهری»، «اخبار داخله»، «اخبار خارجه» تابع وجود آن خبرا بود و در غیر این صورت، آن ستون دیده نمی‌شد. گاهی هم ستون‌هایی همچون «مباحث اخلاقیه»، «اخبار اجتماعی»، «تلگرافات»، «قسمت ادبی» و به‌ندرت خبرها و نوشتارهای مستقل بیرون از ستون‌های یاد شده در روزنامه به چاپ می رسید.

نوبهار در تهران

ملک‌الشعرا که به‌عنوان نماینده مجلس انتخاب شده بود، ۸۷ شماره از روزنامه نوبهار را در تهران منتشر کرد. نوبهار تهران نیز به مانند دوره مشهد آن، به حزب دموکرات وابستگی داشت. بهار خود نوشته است: روزنامه نوبهار به مدیریت مؤلف در تهران به جای ایران نو دایر شد.

نوبهار تهران نسبت به چاپ مشهد، ستون های آن بهتر تنظیم می‌شد و به ترتیب عبارت بودند از دارالشورای ملی، وقایع جنگ بین‌المللی، اخبار داخله، مطبوعات خارجه و گاهی، نخبه‌ای از جراید محلی، تلگراف‌های داخله، لطایف و ظرایف و به‌ندرت «صندوق پست». پاورقی‌های‌ این دوره بیشتر غیرداستانی و به ترتیب چاپ عبارت بودند از حسن زیبایی، صفحه‌ای چند از فلسفه تولستوی، علت‌های اصلی جنگ از کتاب سفید آلمان.

شیوه نگارش نوبهار در تهران باعث شد تا روزنامه، با وجود آن همه رقیب، محبوبیتی پیدا کند. چنانکه خود بهار می‌گوید: بازارش رونق گرفت و در هیجان‌های ملی موثر افتاد.

سرانجام نوبهار در کابینه مستوفی‌الممالک به انگیزه چاپ «یک اعلان» توقیف کردند. آن «اعلان» را به‌ظاهر شخصی به نام علی محمد داده و نوشته بود، «خدایا، پروردگارا، تو به حکمت و مشیت بالغ خود به آلمان بیزمارک، به اتریش مترنیخ، به فرانسه ناپلئون دادی و به ما نیز آنچه لایق و درخور آن بودیم عطا نمودی» و توهین به شاه تلقی شد.

نوبهار ۱۶ روز توقیف بود تا اینکه قطعه ملک‌الشعر خطاب به احمد شاه برای رفع توقیف به چاپ رسید. در این حال، بهار در پاسخ به روزنامه‌های هوادار روس و انگلیس و به‌خصوص عصر جدید، در دو مقاله «دشمن حمله کرد» و «دوست هم حمله کرد» وطن‌خواهان را به مقابله با نیروی‌های متجاوز فراخواند و تبهکاری‌های چندساله اخیر روس‌ها را بر شمرد اما نوبهار تعطیل شد.

نوبهار دوم در تهران

ملک‌الشعرا پس از ۱۹ ماه  نوزده ماه به نشر روزنامه به‌صورت سه شماره در هفته دست زد و در شماره نخست نوشت که «یگانه مرام این دوره جدید- عصر خون و حدید- جلو بردن روح فعالیت و پراتیکی است ... هموطنان! سخنوری و لفاظی بس است. کار کنید و حرف نزنید» اما تنها موفق به انتشار بیست شماره از آن شد و کار نوبهار با انتشار شماره ۲۰ به توقیف کشید.

روزنامه زبان آزاد

ملک‌الشعرا پس از توقیف نوبهار بی‌درنگ در تاریخ انتشار شماره بعدی، یعنی سه روز پس از خاموشی اجباری روزنامه‌اش، روزنامه زبان آزاد را با امتیاز میرزا جوادخان معاون‌السلطنه و با همان ویژگی‌های نوبهار منتشر کرد. زبان آزاد با مدیریت و سردبیری بهار در ۳۵ شماره  به چاپ رسید تا اینکه بار دیگر نوبهار منتشر شد.

دوره سوم نوبهار

دوره سوم نوبهار تهران، پس از رفع توقیف روزنامه، به‌صورت سه شماره در هفته آغاز شد، ۵۳ شماره از ۱۰ آبان تا۲۲ اسفند ۱۲۹۶ خورشیدی انتشار یافت اما دولت حسن مستوفی‌الممالک در فروردین ۱۲۹۷ خورشیدی تمام روزنامه‌ها را جز ایران توقیف دسته‌جمعی می‌کند و نوبهار نمی‌تواند به انتشار خود ادامه دهد و در شماره ۵۰ متوقف می‌ماند. پس از آن، ملک‌الشعرا به انتشار دانشکده و مدیریت روزنامه‌های نیمه رسمی ایران دست زد.

مجله دانشکده

مجله دانشکده در تهران تحت‌نظر و به مدیری ملک الشعرای منتشر شد. رشید یاسمی که خود عضو هیئت موسسه و از نویسندگان مجله بود در کتاب تاریخ ادبیات معاصر درباره مجله دانشکده می‌نویسد: مجله دانشکده را آقای بهار در سال ۱۳۳۶ قمی برای نشر آثار انجمن ادبی دانشکده تاسیس کرد. این انجمن نخست جرگه دانشوری نام داشت و در ۱۳۳۵ قمری به سعی چند تن از دوستان ادب از جمله نگارنده دایر شده بود، سال بعد دانشکده خوانده شد. مرام این انجمن ترویج معانی جدید در لباس شعر و نثر قدیم و شناساندن موازین فصاحت و حدود انقلاب ادبی و لزوم احترام آثار فصحای متقدم و ضرورت اقتباس محاسن نثر اروپایی بود و در آن روزگار تحول خدمتی شایان به ادبیات کرد.

مجله دانشکده دومین مجله ادبی است که در عالم مطبوعات زبان فارسی منتشر شد. دانشکده مجله‌ای ادبی، اجتماعی، اخلاقی، فلسفی و تاریخی و مندرجات آن مطالبی است تحت عنوان‌های مذکور منتشر می‌شد.

بهار در شماره نخست زیر عنوان «مرام ما» نوشت: دانشکده برای ترویج روح ادبی و تعیین خط‌مشی جدیدی در ادبیات ایران ایجاد می‌شود و موافق احتیاجات فعلی هیئت اجتماعیه، مطابق محیطی که ما را تکمیل خواهد نمود، یک تجدد آرام و نرم نرمی را اصل مرام خود ساخته‌ایم و به جای آنکه تجدد را تیشه عمارت تاریخی پدران شاعر و نیاکان ادیب خود قرار دهیم، فعلا آن‌ها را مرمت نموده و در پهلوی آن عمارت، به ریختن بنیان‌های نوآیین‌تری که با سیر تکامل، دیوارها و جرزهایش بالا می‌روند، خواهیم پرداخت.

همچنین، سلسله مقالاتی از عباس اقباس تحت عنوان تاریخ ادبی که در چند شماره مجله مندرج شده است و این سلسله مقالات از مندرجات سودمند و مفید مجله به شمار می‌رود.

روزنامه ایران

چند شماره از اینکه دانشکده منتشر می‌کرد نگذشته بود که دولت حسن وثوق (وثوق‌الدوله)، بهار را به مدیریت روزنامه نیمه‌رسمی ایران که پنج روز در هفته به چاپ می‌رسید، فراخواند. ایران روزنامه‌ای نیمه‌رسمی بود و نیمه‌رسمی بودنش را هم مقام‌های دولتی و هم دست‌اندرکاران روزنامه و هم مردم می‌گفتند و می‌نوشتند. مدیران و حتی کارمندان آن را دولت بر می‌گزید و گزینش مدیران، بنابر اسناد موجود، با تایید نخست وزیران و تصویب هیئت وزیران صورت می‌گرفت. بودجه‌ای هم از آغاز کار بدان اختصاص دادند و هر سال بر آن افزودند.

سرانجام ملک‌الشعرا از روزنامه ایران کناره‌گیری کرد و در آغاز کار دولت مشیرالدوله، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بهار هم برای مدتی دچار فترت شد. چندی بعد نیز کودتای ۱۲۹۹ خورشیدی پیش آمد و وی زیر نظر قرار گرفته شد و به ناچار خاموش بود.

پس از آن، خود بهار می‌نویسد: بعد از کودتای ۱۲۹۹ شمسی که مجلس چهارم دایر گردید و جراید آزاد شدند، باز نوبهار به شکل هفتگی ... بعد از یک سال، وقتی مشاهده رفت که نیات سوئی موجب ایجاد هرج‌ومرج شده است، خود به صرافت طبع نوبهار را تعطیل کردیم.

بهار پس از تعطیل نوبهار در روزنامه ایران می‌نویسد: به مناسبت دوستی و ارتباط سیاسی که در موقع عضویت مجلس شورای ملی بین من و برخی از مطبوعات محترم محلی موجود بوده است و در تعقیب اصرار و ابرامی که در انتساب تمام مندرجات جراید مزبور به این جانب به کار می‌رفت؛ در حال حاضر نیز به همان عادت و خیال، پاره‌ای‌ شکوه‌ها و توقعات در اطراف من و مطبوعات وجود دارد. با نهایت خوشوقتی به دوستان خود اطلاع می‌دهم که بعد از ختم دوره مجلس از مداخله در کلیه مسائل سیاسی کناره گرفته و مخصوصاً بر حسب امر اطباء از نویسندگی نیز خودداری می‌نمایم. نسبت به دولت وقت و جراید و مقالات مثبت و منفی به کلی بی طرف و از نقطه نظر سیاسی و غیره هیچ یک از جراید محترم را با من ارتباطی نیست. بناء علی هذا، از دوستان خود تمنا دارم که در امور سیاسیه مطلقا مرا داخل ندانسته و اگر از جرایدی که سابقا با سیاست من موافق بوده‌اند گله و شکایتی دارند، مستقیماً به خود آنان مراجعه فرمایند.

انتشار نوبهار در پهلوی دوم

فعالیت‌های ملک‌الشعرا در حوزه روزنامه‌نگاری سیاسی تا ۱۳۰۴ خورشیدی؛ یعنی بحبوحه تغییر سلطنت، ادامه یافت اما در این اوان، شاعر مشروطه‌خواه به‌دلیل فضای بسته حاکم بر کشور، از روزنامه‌نگاری دست برداشت. این وقفه تا ۱۳۲۱خورشیدی ادامه یافت. در این زمان، با ایجاد فضای باز سیاسی حاصل از خروج رضاشاه از ایران، بهار احساس کرد که بار دیگر می‌تواند به عرصه روزنامه‌نگاری سیاسی بازگردد از همین‌ رو انتشار روزنامه نوبهار را از ۳ اسفند ۱۳۲۱ خورشیدی آغاز کرد و چاپ آن را تا شماره ۱۰۲ ادامه داد.

درگذشت

ملک‌الشعرای در ۱۳۲۹ خورشیدی به بیماری سل مبتلا شد. در همین زمان نیز به ریاست او در تهران «جمعیت ایرانی هواداران صلح» تشکیل شد و با وزارت فرهنگ نیز قراردادی برای تألیف کتاب «سبک‌شناسی شعر فارسی» بست که به‌علت بیماری ناتمام ماند. همچنین قصیده «جغد جنگ» را در ستایش صلح سرود. سخن اوست که می‌گفت: من صلح را به‌خاطر صلح، نه به‌خاطر آن کسانی که درباره آن صحبت می‌کنند، دوست دارم». منظور از آن کسان، ابرقدرت‌های شرق و غرب بود که فقط ادای صلح طلبی را در می‌آوردند و خود از هر جنگ‌طلبی جنگ‌طلب‌تر بودند. سرانجام این شاعر چیره دست و آزادیخواه یکم اردیبهشت  ۱۳۳۰ خورشیدی بر اثر بیماری سل درگذشت. پیکر او از مسجد سپهسالار تا آرامگاه ظهیرالدوله در شمیران تشییع و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 11 =