اتکای همیشگی به ارزش‌های فوریت و تازگی

در میان انواع فیلم‌های مستند، مستندهای خبری و گزارشی، که امروزه کاربرد وسیع و روزمره‌ای در ژورنالیسم تلویزیونی دارند، به‌رغم قدمت زیاد در تاریخ سینما و سابقه طولانی در تاریخ تلویزیون، کمتر مورد توجه پژوهشگران این دو رسانه بوده‌اند. همچنین این دو گونه در متون و ادبیات مربوط به فیلم مستند، بیشتر از لحاظ تاریخی مورد پژوهش و بررسی قرار گرفته‌اند.

این مقاله ضمن معرفی دوره انتقال فیلم خبری از سینما به تلویزیون، از دیدگاه جدید و متفاوتی که عرصه ساختارشناسی است، به گونه مستند خبری تلویزیونی پرداخته است.
«فیلم خبری» به مفهوم انضباط یا سنت‌های فیلم مستند با توجه به کاربردش برای خود، تاریخ، روش‌ها، فنون، نظریه‌ها و حتی ارزش تدوینی خاصی داشته است.
امروزه در تلویزیون، «فیلم خبری» مطابق موازین تجربه‌شده در تاریخ سینما، کمتر تولید می‌شود. آنچه با عناوین «تفسیر مصور خبر»، «رویدادهای مصور خبری»، «رویدادهای خبری بدون شرح» و دیگر عناوینی نظیر آن‌ها در ضمن اخبار یا در خاتمه برنامه اخبار تلویزیون می‌بینیم، اصالتاً «فیلم خبری» نیستند، بلکه بیشتر تلفیقی از تصاویر خبری خبرگزاری‌ها یا مجموعه‌های اقتباسی و تدوینی از مواد تصویری موجود در بایگانی‌های خبرند که گاه کلام گوینده خبر، گفتار متن (و احیاناً) آن‌ها را همراهی می‌کند.
در هر حال، یک «فیلم خبری» اصالتاً و حقیقتاً «تولید» می‌شود و مراحل تولید آن از مرحله «ایده تا اکران» شامل ایده‌یابی، طراحی، برنامه‌ریزی تولید، تدوین و صداگذاری است؛ یعنی، همان مختصاتی که فیلم‌های «مستند خبری سینمایی» قبلاً (پیش از اختراع تلویزیونی) داشتند. پیش از اختراع و گسترش تلویزیون، فیلم‌های خبری و گزارشی در سالن سینمای شهرهای بزرگ، قبل از نمایش فیلم اصلی که معمولاً یک فیلم بلند داستانی بود، یا توسط گروه‌های سیار نمایش فیلم، معروف به «سینما سیار» که در شهرهای کوچک فعالیت داشتند، به نمایش درمی‌آمد.
در آن دوره، سینما، رادیو و مطبوعات مهم‌ترین و عمده‌ترین رسانه‌های جمعی برای انتشار خبر و اطلاع‌رسانی بودند؛ در این مورد، سینما با توجه به سال اختراع آن (۱۸۹۵) دست‌کم بیست سال از رادیو نیز جلوتر بود.
در عین حال، تعداد بسیار کمی از مردم می‌توانستند از این رسانه‌ها استفاده کنند، زیرا گیرنده‌های رادیویی را هرکس نمی‌توانست خریداری کند، تعداد ایستگاه‌ها، همچنین پوشش امواج رادیویی به گستردگی امروز نبود، اغلب مردم سواد خواندن و نوشتن نداشتند، صنعت چاپ و توزیع مطبوعات نیز محدود بود و علاوه بر این‌ها در مورد سینما باید اضافه کنیم که در همه شهرها، سالن‌های نمایش فیلم وجود نداشت. تا اینکه در نیمه دوم دهه ۱۹۳۰، تلویزیون اختراع شد و دوره آزمایشی خود را تا پایان جنگ جهانی گذراند و پس از آن، به‌ویژه از اوایل دهه ۱۹۵۰ به‌طور محدود و محلی در برخی از کشورهای غربی مورد استفاده قرار گرفت تا امروز که به کمک تکامل و تحول سریع فنّاوری‌اش، چنان گسترش جهانی روزافزونی یافته که هیچ رسانه جمعی دیگری از لحاظ مراحل تکامل تاریخی و سرعت گسترش با آن قابل مقایسه نیست. تقریباً هر بیست سال یک تحول مهم و چشمگیر در عرصه فنّاوری تلویزیون صورت گرفته است.
شکی نیست که تلویزیون به‌نوبه خود تحول عظیمی را نیز طی نیم‌قرن گذشته، به‌ویژه در سه دهه اخیر، در نظام خبررسانی ایجاد کرده است، اما باید در نظر داشت که طی سال‌های ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۰، عمده‌ترین مواد خبری و گزارش‌های مستند مورد استفاده در تلویزیون، فیلم‌های سینمایی ۱۶ میلی‌متری (به‌ویژه فیلم‌های ریورسال) بودند که سرعت تهیه تصاویر خبری با استفاده از این نوع امولسیون (در مقایسه با فیلم نگاتیو) خیلی بیشتر بود و این ویژگی با جنبه‌هایی چون فوریت و تازگی خبر، سازگاری بیشتری داشت. در این دوره، تلویزیون از نظر نظام تولید فنی مواد خبری و به‌طور کلی برنامه‌های مستند، کاملاً به فنّاوری سینما، یعنی به دوربین فیلم‌برداری، مواد خام ۱۶ میلی‌متری، لابراتوار فیلم، تدوین و صداگذاری به روش سینمایی اتکا و وابستگی داشت؛ تا اختراع ویدئو، که نتیجه تحول و تکامل تکنیک‌های تلویزیونی غرب، به‌ویژه در بخش اخبار و پخش برنامه‌های خبری و گزارشی، به عمر استفاده از فیلم و روش‌های فنی تولید سینمایی خبر (به‌تدریج) پایان داد. دلایل آن نیز روشن است:
۱. ویدئو با همان دو عامل اصلی مذکور، یعنی فوریت و تازگی خبر که مستلزم سرعت عمل در اطلاع‌رسانی است، سازگاری و هماهنگی خیلی بیشتری داشت؛ این سازگاری به دلیل ماهیت فنی ضبط و پخش تصویر و صدای فیلم ویدئویی (در مقایسه با فیلم سینمایی) است. در تهیه اخبار و گزارش‌های مستند تلویزیونی هنگامی‌که از فیلم (مواد خام سینمایی) استفاده می‌شود، حتی اگر فیلم ریورسال باشد و فقط به ظهور نیاز داشته باشد، به‌علت در پیش داشتن مرحله لابراتوار وقت‌گیر است. زمان و سرعت عمل در تولید خبر، برای رسانه‌ای که در زمان‌های تعیین‌شده پخش برخی از برنامه‌ها، بعد زنده (و مستند) به خود می‌گیرد -‌‍به‌ویژه در زمان‌های پخش خبر- مسئله تعیین‌کننده‌ای است.
۲. فرایند تولید خبر با استفاده از فنّاوری ویدئو ساده‌تر بود. به این معنی که تصویر ویدئو پس از ضبط (با نادیده گرفتن مرحله تدوین) بی‌درنگ قابل نمایش یا قابل استفاده است. در مقایسه، فرایند آماده‌سازی صدای فیلم (در تبدیل و تدوین) تا رسیدن به دستگاه تله‌سینمای پخش نه‌فقط وقت‌گیرتر، بلکه از لحاظ فنی نیز پیچیده‌تر بود. به‌علاوه افراد بیشتری با تخصص‌های فنی مختلف درگیر این فرایند بودند.
۳. هزینه تولید برنامه به‌صورت ویدئو ارزان‌تر تمام می‌شد. در همان دورانی که ویدئو وجود نداشت و تلویزیون برای «تصویری کردن» برنامه پخش اخبار از فیلم ۱۶ میلی‌متری استفاده می‌کرد، این رسانه رفته‌رفته وظیفه جدیدی را نیز تقبل کرد و آن برداشتن بار خبررسانی از دوش سینما بود. درواقع از اوایل دهه ۱۹۶۰ به بعد، دیگر «فیلم خبری» گونه از فیلم‌های مستند سینمایی قلمداد نمی‌شود، بلکه سه دهه است که آن‌گونه‌ای از مستندهای مربوط به ژورنالیسم تلویزیونی می‌شناسیم.
اما چرا برنامه خبر تلویزیون به فیلم‌های خبری اتکای زیادی داشته و دارد؟ چون اگر خبر بدون فیلم باشد، در این صورت آنچه بیننده تلویزیون «می‌بیند»، معمولاً نمای متوسط گوینده یا مجری خبر است که در بهترین حالت به بیننده چشم دوخته و دهانش مرتب حرکت می‌کند! در این صورت، این تنها تفاوت ظاهری عمده‌ای است که خبر تلویزیونی با خبر رادیویی دارد؛ به عبارت دیگر، بیننده تلویزیون در مقام شنونده قرار می‌گیرد؛ او چیز دیگری به‌جز تصویر گوینده‌ای که بی‌وقفه در حال حرف زدن است نمی‌بیند، پس این قطعات تصویری مستند از اخبار (فیلم‌های خبری) دست‌کم سه مزیت عمده برای خبر تلویزیون دارند:
۱. تصویرهای آن به متن خبر، یعنی آنچه گوینده بیان می‌کند، واقعیت یا عینیت می‌بخشد و چون مستند است به آن اعتبار (سندیت) و درنتیجه باورپذیری بیشتری می‌دهد.
۲. مخاطب با دیدن فیلم خبری، از فضای استودیو پخش خبر، به مکان و زمان وقوع خبر می‌رود.
۳. توجه بیننده یا مخاطب را جلب می‌کند.
اما در بعد اطلاع‌رسانی، آنچه تلویزیون با فیلم‌های خبری خود به ما می‌دهد، حجم زیاد و فشرده‌ای از انواع آگاهی معلومات از وقایع گوناگون در جهان است که با «چشم و گوش» خود آن‌ها را دریافت و تجربه می‌کنیم.
در عین حال دو نکته را نباید از نظر دور داشت: اول اینکه آنچه «می‌بینیم» از طریق چشم خاصی یعنی چشم (عدسی) دوربین است، دوم اینکه غالباً «گزیده‌ای» از مواد تصویری برای مخاطب به نمایش درمی‌آید؛ گزیده که بر پایه اهداف و ملاحظات متعدد رسانه‌ای و از بین حجم نسبتاً زیادی از تصاویر گرفته‌شده «انتخاب» و تدوین می‌شوند. درنتیجه، مقدار قابل‌توجهی از تصاویر کنار گذاشته می‌شود و تنها قطعات معین و محدودی از آن‌ها به نمایش درمی‌آید.


منبع:

ضابطی جهرمی، احمد (۱۳۸۷)، سی سال سینما: گزیده مقالات سینمایی (۱۳۵۵-۱۳۸۵)، تهران: نشر نی

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 11 =