۱۴ مرداد ۱۳۹۸،‏ ۰:۴۳
کد خبرنگار: 1419
کد خبر: 83425209
۰ نفر
سه نقش طراحی گرافیک

حقایق و وقایع بی‌شماری که در ماورای درک بشر قرار دارند او را واداشته تا برای ابراز اندیشه‌ها و مفاهیمی که بیان، فهم و توصیف کلامی آن‌ها مشکل بوده است نظام‌هایی از علائم گوناگون ابداع کند. ارتباط بصری در وسیع‌ترین معنی تاریخی بلند و طولانی دارد. زمانی که بشر اولیه برای تغذیه خود شکار می‌کرد و گلی را پای جانوری مفتوش می‌ساخت، از نزدیک به یک اثر گرافیکی نگاه می‌کرد. او با چشم ذهن، خود حیوان را می‌دید؛ بنابراین گرافیک از دیرباز تاکنون با زندگی بشر پیوندی نزدیک داشته و حضور آن مشخص است.

اشاره‌ای کوتاه تنها به نام برخی از زمینه‌ها و عرصه‌هایی که هنر گرافیکی و به‌خصوص طراحی گرافیک تمامی یا بخشی از آن را تشکیل می‌دهد، به‌خوبی می‌تواند بیانگر این مطلب باشد که هنرمند طراح امروز به‌واسطه زبان گرافیک با دیگران و محیط اطرافش گفت‌وگو می‌کند. یک نوع ارتباط و همکاری همگانی برقرار می‌سازد، اطلاع‌رسانی می‌کند، تجارت می‌کند، هشدار می‌دهد، هویت خود را به ثبت می‌رساند، آموزش می‌دهد، روایت می‌کند، منادی افکار گوناگون در جامعه می‌شود و بالاخره اینکه محیط و اطراف و اشیای پیرامون خود را جذاب‌تر و زیباتر می‌سازد.

سینما، تلویزیون، مطبوعات، نشریات، انواع پوستر، علائم راهنمایی و رانندگی، بسته‌بندی انواع کالاها، تابلوها، و ویترین فروشگاه‌ها و حتی آرایش شهرها و مکان‌های عمومی، کاریکاتورها، نشانه‌ها و علائم، کاتالوگ‌ها و بروشورها، تصویرسازی، طراحی صفحات مختلف برای کامپیوتر، نقش پول و اسکناس، طرح تمبرها، کارت ویزیت و پاکت و سر کاغذ همگی از زمینه‌های اصلی و فعال حضور طراحی گرافیک، این زبان مشترک تصویری برای ارتباط در جریان روزمره‌ی ما هستند؛ اما آنچه بیش از هر چیز باید به آن توجه کرد، آن است که سخن گفتن با این زبان مشترک توسط هنرمند طراح باید بسیار متعهدانه و مسئولانه باشد، چراکه او هر لحظه در بوته‌ی نقد و قضاوت است، به سخنان او استناد می‌شود و در صورت هرگونه لغزش و خطا، به‌راحتی استیضاح می‌شود و به او هجوم خواهد شد. چه از سوی مخاطبانش و چه از سوی سفارش‌دهنده، بنابراین صداقت، صراحت و وضوح و روشنی، همراه با شیوایی کلام و رعایت قوانین و دستور زبان صحیح، همگی از شرط‌های اصلی برای یک گفت‌وگوی موفق خواهد بود.

گسترش فنّاوری‌های نوین و اختراعات پی‌درپی و جدید عرصه را بر روش‌های قدیمی و کهنه تنگ کرده‌اند. اکنون تکنیک‌های مختلف عکاسی، نرم‌افزارهای گوناگون کامپیوتری و ابزارهای پیشرفته بسیاری موجودند که در قدیم، تنها با سعی و کوشش فراوان و صرف هزینه و دقت زیاد میسر بود. به هر حال همه این­ها امروزه منجر به نمود چهره دیگری از هنر گرافیک شده که از آن با نام طراحی گرافیک یاد می‌شود که آن را چنین می‌توان توضیح داد: «طراحی گرافیک عنوانی است برای یک‌سری فعالیت در زمینه طراحی، ترکیب و ادغام حروف، تصویرسازی و عکس و چاپ آن به‌منظور اطلاع‌رسانی، آموزش یا راهنمایی».

حدود این حوزه از گرافیک را به‌طور دقیق نمی‌توان مشخص کرد، چراکه بسیار وسیع و گسترده است. این هنر به‌آسانی هنرهای دیگر را به یاری می‌طلبد و پس از کار بر روی‌شان، آن‌ها را در شکل گرافیکی ارائه می‌کند. با این همه می‌توان گفت که ارکان اساسی این هنر، یعنی نقش، خط و تکثیر همچنان پابرجاست و همین سه رکن اصلی هستند که گرافیک را به‌طورکلی از سایر هنرها متمایز می‌کنند.

سه نوع عملکرد اصلی طراحی گرافیک

1.  معرفی، شناساندن یا تعیین هویت

در اینجا یک اثر گرافیکی باید به‌خوبی گویای آن باشد که چیست و از کجا آمده است؛ مانند علائم تجاری، پول، اسکناس و پرچم، انواع بسته‌بندی، علائم هتل‌ها، سمبل ناشران، لوگوهای کمپانی‌ها و لیبل‌ها.

2.  طراحی اطلاع‌رسانی و راهنمایی و آموزش

در اینجا می‌توان ارتباط میان دو مطلب را در زمینه جهت، اندازه و جایگاه آن‌ها نشان داد و افراد را به روابط میان یک‌چیز با چیز دیگر در هدایت موقعیت‌ها و یا بیان اندازه‌ها و معیارها و مقیاس‌ها توجه داد. علائم جهت‌نما، دیاگرام‌ها و نقشه‌ها (مثل نقشه مترو) از این گروه‌اند.

3.  عرضه و ارائه و ترویج و تبلیغ

عرضه و ارائه و ترویج و تبلیغ مهم‌ترین عملکرد و شناخته‌شده‌ترین وظیفه طراحی گرافیک به‌شمار می‌روند. در این نوع عملکرد، طراحی گرافیک سبب جلب‌توجه و شکار چشم‌ها و جذب مخاطبان می‌شود.

طراحی لوگو، رنگ، فضای نوشتاری، موقعیت عناصر گرافیکی، نسبت‌های اندازه‌گیری سایر عناصر سبب هماهنگی لازم می‌شود. هماهنگی عناصر باید جهت برقراری بیشترین ارتباط ممکن با مخاطبان صورت پذیرد. نقش گرافیک نوین در جامعه

می‌توان گفت تمام کشورها در ارتباطات خود با سایر کشورها در زمینه‌های هنری مخصوصاً گرافیک تأثیر بسزایی را از هم کسب می‌کنند؛ اما در هر حال از گذشته و سوابق هنری خویش نیز استفاده می‌کنند. هنر گرافیک در هر جامعه‌ای آنالیزشده هنر گذشتگان همان جامعه است، به‌اضافه عوامل وارداتی هنر کشورهای دیگر از نظر کاربردی. به‌طور خلاصه و روشن می‌توان ذکر کرد که گرافیک نبض امور اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه را در دست دارد. تا آنجا که حتی یک اثر گرافیکی می‌تواند کشوری را از نظر یک مسئله سیاسی متحول کند. گرافیک نوین پای خود را از یک هنر فردی فراتر نهاده و در یک ارتباط منسجم و عالی اجتماعی پای نهاده است و این مطلب به‌طوری‌که اگر اقتصاد و تجارت در آن کشور رو به نابودی رود آن را از چشم هنر تبلیغاتی آن کشور می‌بینند.

پس یک گرافیست قبل از آنکه یک هنرمند باشد باید یک خلاق خوب باشد و خود را مسئول پیشرفت امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، کشورش بداند و باید آگاه باشد و خلاقیت تنها در گروه خلق یک اثر هنری یا گرافیکی نیست، بلکه افزایش سطح حساسیت‌های بصری افراد یک کشور برای ارتقای پیشرفت هنر گرافیک نوین در آن کشور هم  می‌تواند یک خلاقیت به‌حساب آید، به‌طوری‌که دیگر مردم یک جامعه با چشمی بی‌تفاوت به یک پوستر، یک تیتراژ، یا سربرگ یا یک بسته‌بندی مواد غذایی نگاه نکنند.     


منبع:

 http://www.mfsokhan.ir/fa/services/learn-more-about-design-and-graphic

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =