کاسبی روزنامه‌های بزرگ آمریکا از طریق دشمنی با ترامپ
طرح: نیویورکر

جیل آبرامسون، سردبیر اجرایی سابق روزنامه نیویورک تایمز به‌تازگی کتابی را منتشر کرده که در آن موضوع کاهش اخلاقیات در رسانه‌ها بررسی و به این موضوع پرداخته شده که چطور نقش بخش خبری در روزنامه‌ها تحت تاثیر ضرورت‌های مالی کمرنگ شده است و به تغییرات در صنعت روزنامه‌نگاری در دهه گذشته پرداخته است. نیویورکر مصاحبه‌ای را با این نویسنده تحت عنوان «چگونگی بقای روزنامه‌نگاری در عصر اینترنت» منتشر کرده است.

جیل آبرامسون در کتاب جدید خود تحت عنوان  «سوداگران حقیقت: تجارت اخبار و مبارزه برای حقیقت»، به بررسی این موضوع پرداخته که چگونه چهار سازمان خبری بزرگ آمریکایی در عصر اینترنت و در دوران ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ توانسته‌اند به حیات خود ادامه دهند. روایت آبرامسون از شرکت‌های رسانه‌ای وایس، بازفید، روزنامه‌های واشنگتن پست و نیویورک تایمز مملو از مطالبی است که خود به نگارش درآورده و شامل تجربه او در دوران فعالیتش در روزنامه نیویورک تایمز است.

آبرامسون در نقش اولین سردبیر اجرایی زن در سال ۲۰۱۱ در نیویورک تایمز مشغول به کار شد و در سال ۲۰۱۴ به‌دلیل آنچه – به‌گفته خود او - ترکیبی از دلایل مختلف بود از کار اخراج شد: سبک مدیریتی «نه‌چندان خوب او»، «رفتارهای تبعیض‌آمیز غیرعادلانه‌ای که علیه بسیاری از رهبران زن اتخاذ می‌شد» و «مقاومت او در برابر ارتباطات بیشتر بین بخش سردبیری روزنامه و بخش تجاری که براساس یک گزارش داخلی درباره نوآوری این رسانه، برای موفقیت در عصر دیجیتال ضروری بود.»

آبرامسون در کتاب خود می نویسد: در حال حاضر «به نظر می رسد سرنوشت آمریکا بیشتر از هر زمان دیگری به دسترسی به اطلاعات معتبر و صادقانه نیاز بستگی دارد.»

او در کتاب خود عنوان می‌کند در عصر دیجیتال همه موسسات  خبری تلاش می‌کنند خبرهایی را تولید کنند و بهای آن را بپردازند. وی تصمیم گرفته با عنوان خبرنگار در نقش حرفه اول خود، این لحظه از دوران انتقال ناگهانی را ثبت کند.

ایزاک چوتینر (Isaac Chotiner) خبرنگار و نویسنده هفته‌نامه آمریکایی نیویورکر به‌تازگی در مصاحبه تلفنی با آبرامسون اهداف احتمالی روزنامه نیویورک تایمز در افزایش کلیک‌خوردن وب‌سایت این روزنامه از طریق پوشش اخبار ترامپ و مصالحه و توافقاتی را که موسسات خبری مجبورند برای بقای در سال ۲۰۱۹ داشته  باشند، بررسی کرده است.


شما در کتاب‌تان درباره اخراج خود از نیویورک تایمز نوشته‌اید: «تغییرات فناوری نباید باعث تغییرات در اصول اخلاقی شود.» در آغاز سال ۲۰۱۹، آیا این‌طور است؟

تعریف امر «اخلاقی» به‌نوعی کار دشواری است.

این حرف شماست و به همین دلیل انتخابش کرده‌ام.

می‌دانم، حرف من است به این معنی که نباید هر کاری را انجام داد تا تیترهای گمراه‌کننده برای افزایش مخاطبان منتشر شود چون این امر در نهایت به‌نفع اهداف تبلیغاتی است. من فکر می‌کنم مساله نگران‌کننده تغییرات روزنامه‌نگاری و تغییرات در اصول اخلاقیات است. روشی که اخبار ارائه می‌شوند، به‌ویژه تیتر اخبار، به‌دلایلی اغراق آمیز است تا توجهات را جلب کند و درآمدزا باشد. در مجموع  اگر بخواهیم صریح باشیم، در روزنامه‌نگاری ترامپ ارزش خبری زیادی دارد زیرا بسیاری از مردم همه اتفاقات مربوط به او را می‌خوانند، حتی از طریق روزنامه‌های نیویورک تایمز و واشنگتن پست و شبکه‌های خبری و شبکه‌های کابلی که اخبار عمدتا منفی را درباره او منتشر می‌کنند؛ البته به‌جز فاکس نیوز. ترامپ همیشه خبرساز است و البته او همیشه برای موسسات خبری درآمدزایی می‌کند. مساله اخلاقی این است که آیا همه اخبار مربوط به او ارزش خبری دارد یا آن‌ها فقط به‌دنبال جلب مخاطب هستند؟

وقتی شما از  تغییر در اخلاقیات در کتاب خود گفتید، در واقع به رویدادهای دوران اخراج خود از نیویورک تایمز در سال ۲۰۱۴ اشاره داشتید. آیا دغدغه بزرگ‌تر شما اکنون تغییر در اصول اخلاقی رسانه‌های خبری درباره چگونگی واکنش به رویدادهای مربوط به ترامپ است؟

من نسبت به پوشش‌دادن بی‌رویه اخبار مربوط به ترامپ به‌عنوان یک الگوی تجاری پایدار برای آینده روزنامه‌ای همچون نیویورک تایمز نگرانم. آنچه که بیشتر نگران‌کننده است این است که هنوز الگوی تجاری موثری برای روزنامه‌نگاری وجود ندارد.

منظور از  اشاره‌ای که در کتاب‌تان داشته‌اید مبنی بر اینکه نیویورک تایمز گزارش‌هایی را  علیه ترامپ منتشر می‌کند تا از این طریق پاداش مالی دریافت کند، چیست؟

من فکر می‌کنم که این دلیل اصلی این رویکرد نیویورک تایمز نیست اما  پوشش خبری سنگین این روزنامه درباره ترامپ به‌طور تلویحی تاحدی می‌تواند برای این روزنامه مزایای مالی داشته باشد. این موضوع فقط به روزنامه نیویورک تایمز مربوط نمی‌شود  بلکه بسیاری از رسانه‌های خبری دیگر نیز این رویه را دنبال می‌کنند، به‌ویژه با توجه به اینکه چنین اخباری توجهات را جلب می‌کند و با افزایش مخاطبان و خوانندگان،  آگهی‌ها نیز افزایش می‌یابد.

اخبار مربوط به ترامپ به‌ویژه گزارش‌های تحقیقی درباره او جزو پرخواننده‌ترین مطالب در روزنامه نیویورک تایمز هستند. البته قصد ندارم در این زمینه اغراق کنم و فکر نمی‌کنم که تهیه گزارش تحقیقی درباره مسائل مالیاتی رییس‌جمهور و نحوه جمع‌آوری ثروتش که بیش از یک سال طول کشید به‌دلیل این بود که پولی در این کار بوده است. منابعی که صرف این تحقیقات شده بسیار هنگفت بوده است و این وظیفه خبری و نظارتی موسسات روزنامه‌نگاری بزرگی مانند نیویورک تایمز است که قدرت را مجبور به پاسخگویی کند و به تحقیقات در این زمینه بپردازد.

با این حال، پوشش اخبار مربوط به ترامپ در اپلیکیشن‌های روزنامه‌هایی همچون نیویورک تایمز و واشنگتن پست زیاد است و در واقع، پوشش‌دادن اخبار مربوط به ترامپ انگیزه خواندن این روزنامه را ایجاد می‌کند و انگیزه‌های مالی در این زمینه نقش دارند.

تحقیقات انجام‌شده در موسسه پیو نشان می‌دهد دلیل اصلی اینکه همه مردم - و نه‌فقط طرفداران ترامپ، محافظه‌کاران و جمهوری‌خواهان – به روزنامه‌نگاری اعتماد ندارند در واقع ناشی از تعصبات و جانبداری‌های سیاسی است. وقتی به‌ نظر برسد که رسانه‌های خبری دو قطبی شده‌اند، دیگر اعتماد ازدست‌رفته  به دست نمی‌آید و این مهم‌ترین مساله است.  

اولین سردبیر زن  سابق نیویورک تایمز بر ضرورت حفظ توازن و انصاف در انتشار اخبار تاکید  وعنوان کرد که  فکر می کند روزهایی که روزنامه نگاران چنین اصولی را در انتشار اخبار و مطالب خود رعایت می کردند، گذشته  است.

تاکید بر فوری بودن اخبار و این که مخاطب بداند چه اتفاقی افتاده است و درست در دقیقه رخ‌دادن آن از خبر مطلع شود، تاحدی تاثیری ناسالم دارد. اگر علاقه‌مند هستید که اطلاعاتی کامل دقیق ارائه دهید، باید خود را برای خوانندگان خود به اثبات برسانید و اطمینان آن‌ها را جلب کنید. هر چیزی که فوری باشد ممکن است دروغ‌هایی را با خود وارد سیستم کند و بعد در فضای مجازی به‌سرعت گسترش یابد.

بزرگترین ترس شما از تغییرات فناوری و روزنامه‌نگاری چیست؟

بزرگ‌ترین مساله نگران‌کننده سلطه پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی در مقام توزیع‌کننده و منتشرکننده اخبار است. بسیاری از خوانندگان در معرض اخباری هستند که از طریق فیس‌بوک، اینستاگرام یا اسنپ‌چت (نرم‌افزاری برای برقراری ارتباط در گوشی و تبلت) ارائه می‌شود. این تجزیه‌کردن خبر است و بدان معنا است که مردم اغلب خبرهایی را می‌خوانند که برخی از آن‌ها ممکن است درست باشد و برخی دیگر نباشد و با استفاده از الگوریتم‌هایی که این رسانه‌ها دوست دارند، یا همان‌طور که الی پاریسر (Eli Pariser)  گفته «حباب فیلتر»، برگزیده شده‌اند. الی پاریسر در کتاب خود با نام  «حباب فیلتر: آنچه اینترنت از دید شما پنهان می‌کند» بیان می‌کند که شما حین جستجو در اینترنت در حلقه‌ای بسته گرفتار می‌سازد که موجب می‌شود از دست‌یابی (حتی تصادفی) به اخبار و یا ایده‌های مخالف سلیقه‌تان محروم شوید.

تاکید بر فوری بودن اخبار و این که مخاطب بداند چه اتفاقی افتاده است و درست در دقیقه رخ‌دادن آن از خبر مطلع شود، تاحدی تاثیری ناسالم دارد. اگر علاقه‌مند هستید که اطلاعاتی کامل دقیق ارائه دهید، باید خود را برای خوانندگان خود به اثبات برسانید و اطمینان آن‌ها را جلب کنید. هر چیزی که فوری باشد ممکن است دروغ‌هایی را با خود وارد سیستم کند و بعد در فضای مجازی به‌سرعت گسترش یابد.شما در کتاب‌تان گفته‌اید به‌دلیل مقاومتی که در برابر بخش تجاری داشتید از این روزنامه اخراج شدید. همچنین عنوان کرده‌اید در اصول خود بسیار سخت‌گیر بوده‌اید. شاید برای نجات روزنامه نیویورک تایمز در عصر دیجیتال لازم بود از برخی ازسخت‌گیری‌ها کاسته شود. آیا این اتفاق رخ داده است؟

من فکر می‌کنم اکنون این روزنامه با ۴ میلیون نفر که برای اشتراک این روزنامه پول می‌پردازند رونق گرفته است و فکر می‌کنم که بخش خبری این روزنامه شامل دست‌کم هزار و پانصد نفر است که در زمانی که من آنجا بودم در حال تعدیل‌شدن بودند و حتی زمانی که کتابم را می‌نوشتم تعداد دبیران و سردبیران این روزنامه کاهش یافتند. من روزنامه نیویورک تایمز را واقعا یک سازمان خبری لازم و ضروری در سطح جهانی می‌دانم و این روزنامه باید دوام بیاورد.

آیا علت بقای این روزنامه کوتاه‌آمدن از استانداردهای شما بوده است؟

خیر. حقیقت این است که این روزنامه به‌شدت به منابع درآمدی جدید نیاز دارد. آنچه در این روزنامه رخ می‌داد با باورهایم در مقام یک روزنامه‌نگار در تضاد بود. بیشتر زندگی حرفه‌ای من در دوران روزنامه‌ها سپری شده است که فاصله مشخصی بین طرف خبری و طرف تجاری وجود داشت. در مدت همکاری‌ام با این روزنامه در سمت سردبیر اجرایی  احساس می‌کردم که طرف تجاری دخالت بیشتری در طرف خبری دارد.

آیا «دین باکت»، سردبیر کنونی نیویورک تایمز، درباره برخی از مسائلی که نباید درباره آن‌ها مصالحه می‌کرده، مصالحه کرده است؟

نمی‌خواهم به این سئوال پاسخ بدهم و دیگر در این روزنامه حضور ندارم. من تغییری در مواضع سردبیری روزنامه نیویورک تایمز مشاهده نکرده‌ام و در صفحه سرمقاله آن شاهد دیدگاه‌های میانه‌روانه نبوده‌ام.

ترامپ همیشه خبرساز است و البته او همیشه برای موسسات خبری درآمدزایی می‌کند. مساله اخلاقی این است که آیا همه اخبار مربوط به او ارزش خبری دارد یا آن‌ها فقط به‌دنبال جلب مخاطب هستند؟

درباره اخراج سردبیر مخاطبان (سردبیری که حافظ منافع مخاطبان در برابر منافع نشریه است) روزنامه نیویورک تایمز چه فکر می‌کنید؟

فکر می‌کنم که به وجود چنین فردی در روزنامه نیویورک تایمز نیاز بود زیرا تحریریه خبر این روزنامه همواره سلسله‌مراتبی بوده است و فکر می‌کنم که هنوز هم همین‌طور است. و برخی از خبرنگاران هستند که از ابراز نگرانی درباره محتوای برخی از مطالب می‌ترسند و سردبیر مخاطبان فردی مستقل بود که آن‌ها می‌توانستند به او مراجعه کنند و در یک سازمان خبری آنچه اهمیت دارد مخاطبان و خوانندگان هستند و من فکر می‌کنم که اخراج او اشتباه بود.

درباره نحوه پوشش اخبار در رسانه‌هایی همچون بازفید که مخاطبان زیادی دارند چه فکر می‌کنید؟

سبک و سیاق روزنامه‌نگاری وب‌سایت‌هایی مانند بازفید را نمی‌پسندم. مجموعه ای از تصاویری از سگ‌ها که عینک دودی زده‌اند خبر نیست و اطلاعاتی ارائه نمی‌دهد که برای تصمیم‌گیری درباره اینکه مردم به چه کسی رای بدهند موثر باشند. آن‌ها کار خبری نمی‌کنند.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 5 =