خطر عادی‌سازی اخبار منفی
طرح: گاردین

نحوه پوشش رسانه‌ای اخبار حساسیت‌برانگیزی مثل تجاوز و خودکشی که جامعه واکنش آنی نسبت به آنها نشان می‌دهد و در جاهایی مردم را تحریک و تهییج می‌کند، چگونه باید باشد؟ رسانه‌ها و فضای مجازی در این شرایط چگونه باید عمل کنند که هم منجر به تشویق افراد به ارتکاب این اعمال نشوند و هم در پیشگیری از این آسیب‌ها، نقش مؤثری داشته باشند؟

رسانه‌ها امروز طیف وسیعی از اطلاعات در اجتماع بشری را تأمین می‌کنند. رسانه‌ها می‌توانند تأثیر جدی بر نگرش، اعتقاد و رفتار مردم بگذارند و نقش حیاتی در عملکرد سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جامعه داشته باشند. بنابراین لازم است در تهیه و انتشار اخبار مرتبط با سلامت روانی و اجتماعی جامعه، توصیه و شواهد علمی در مورد چگونگی درج و انتشار اخبار رعایت شود.

شواهد و تجربه‌ها در سال‌های اخیر ضرورت و الزامات رعایت اخلاق حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی را بیشتر نشان می‌دهد. در این میان، انتشار نامتناسب اخبار مربوط به تجاوز، خودکشی و... به اپیدمی شدن این رفتارها دامن می‌زند.

رسانه‌های معتبر دنیا برای اخبار منفی دستورالعمل دارند

برای جلوگیری از تشدید این شرایط و پیشگیری از این وضعیت، رسانه‌ها نقش اساسی دارند؛ موضوعی که محمدمهدی فرقانی، رئیس دانشکده ارتباطات و روزنامه‌نگاری دانشگاه علامه طباطبائی در ارتباط با آن به ایرناپلاس می‌گوید: رسانه‌های معتبر دنیا یک شیوه‌نامه دارند و در آن شیوه‌نامه نحوه پوشش اخبار منفی برای کسانی در آن رسانه کار می‌کنند، به‌طور کلی توضیح داده می‌شود. آنها برای اخبار جنایت، قتل، تجاوز، خودکشی، جنگ، زلزله و... دستورالعمل دارند؛ اینکه این اخبار از منظر تصویر، ویدیو و متن چگونه باید منعکس شود. اما ما در ایران چنین چیزی نداریم. رسانه‌های ما چنین دستورالعملی حداقل برای خودشان ندارند. البته ممکن است که به‌صورت عرفی رویه‌ای طی بشود. در این موارد وظیفه سردبیر است که این سبک اخبار را به دقت بررسی و مطالعه کند، به‌شکلی که هم جنبه اطلاع‌رسانی آن نادیده گرفته نشود و هم در عین حال، بدآموزی به‌دنبال نداشته باشد، تحریک کننده نباشد و این موارد را تشدید نکند.

انعکاس این اخبار باید تابع محدودیت‌هایی باشد

فرقانی می‌افزاید: از سوی دیگر، نمی‌توان به‌کلی حکم داد که این اخبار باید کنار گذاشته شود و مسکوت بمانند. مسکوت ماندنشان مشکلی را حل نمی‌کند و عوارض آن زیرپوستی توسعه پیدا می‌کند. چون هم مردم متنبه نمی‌شوند و هم مسئولان هوشیار نمی‌شوند و هم چشم ناظر جامعه هم از این اخبار دور می‌ماند. اما انعکاس این اخبار باید تابع معذوریت و محدودیت‌هایی باشد، برای مثال، حاوی جزییات نباشد. جزییاتی که می‌تواند بدآموزی داشته باشد یا به لحاظ اخلاقی آثار منفی و نامطلوبی داشته باشد؛ در کنار آن بتوانند یک تحلیل اجتماعی ارائه کنند. به نحوی که هشدار هم برای مردم داشته باشد، البته به زبان علمی و غیرمستقیم، به‌طوری که نصیحت‌گونه نباشد. یک نوع هوشیاری که تحرک را در جامعه برای مسئولان ایجاد کند که نتیجه‌اش پیگیری، پیشگیری و جلوگیری از تکرار آنها و به حداقل رساندن آثار و عوارض منفی‌اش باشد. رعایت این استانداردها به تدبیر رسانه‌ها بستگی دارد که چگونه این امر را مدیریت و ساماندهی کنند.

خطر عادی‌سازی اخبار منفی

رئیس دانشکده ارتباطات هشدار می‌دهد: وقوع و تکرار این اخبار، خطر عادی‌سازی را به دنبال خواهد داشت. برای مثال اخبار مفاسد اقتصادی را ببینید. شما می‌بینید که امروز رقم‌های پایین فساد دیگر حساسیت کسی را برنمی‌انگیزد. انگار اصلاً مهم نیست، اما در واقع این‌طور نیست؛ مسئله این است که گوش جامعه از شنیدن این اخبار سِر شده است. شاید تا چند وقت دیگر رقم‌های کلان هم مهم نباشند. اینجاست که آن کارکرد روزنامه‌نگاری حرفه‌ای می‌تواند به کار بیاید. باید یک مدیرمسئول، یک سردبیر و یک دبیر سرویس این توانایی و هوشیاری را داشته باشند که بتوانند به این جریان شکل بدهند.

محمدمهدی فرقانی، رییس دانشکده علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی: انعکاس این اخبار باید تابع معذوریت و محدودیت‌هایی باشد، برای مثال، حاوی جزییات نباشد. جزییاتی که می‌تواند بدآموزی داشته باشد یا به لحاظ اخلاقی آثار منفی و نامطلوبی داشته باشد؛ در کنار آن بتوانند یک تحلیل اجتماعی ارائه کنند. به نحوی که هشدار هم برای مردم داشته باشد، البته به زبان علمی و غیرمستقیم، به‌طوری که نصیحت‌گونه نباشد

تجاوز همه قالب‌های روحی و روانی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد

در این میان، پروین محمدی، روانشناس کودکان و زنان از بُعد روانشناسی به بررسی موضوع می‌پردازد و به ایرناپلاس می‌گوید: نخستین مشکلی که این روزها در این زمینه وجود دارد، بحث شهروند خبرنگار است و اصول رسانه‌ای که آنها در انتشار اخبار رعایت نمی‌کنند و از تأثیر روانی آن بی‌خبرند. یعنی مردم فکر می‌کنند وقتی به آنها گفته می‌شود شهروند خبرنگار، باید بلافاصله خبر را با تمام جزییات انتشار دهند و در وهله اول، عکس قربانی را منتشر می‌کنند. این درحالی است که وقتی در مورد تجاوز به کودکان یا زنان صحبت می‌شود، اساساً نباید تصویر بچه و قربانی منتشر شود؛ چون بچه در سنی نیست که تشخیص دهد، از او اجازه گرفته نشده و نمی‌داند که چه اتفاقی برای او افتاده است. تجاوز اتفاق کوچکی نیست و یک ترومای بزرگی است که وقتی اتفاق می‌افتد، همه قالب‌های روحی و روانی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. بیان کردن تجاوز، کمترین کاری که می‌تواند بکند این است افرادی که پدوفیلیا یا بیماری‌هایی روانی مانند آن دارند، ممکن است به‌دلیل ترس از عواقبش کنار بکشند و راه درمان پیش گیرند. رسانه‌ای شدن این سبک خبرها باعث می‌شود که ما بتوانیم متجاوزان بالقوه را آگاه کنیم و عقب بنشانیم.

خانواده‌ آمادگی بار روانی مضاعف ندارد

محمدی می‌گوید: بحث دیگر، مسائل و مشکلاتی است که برای خانواده‌ها پیش می‌آید. وقتی چنین اتفاق‌هایی می‌افتد، خانواده هنوز در شوک اولیه است و آمادگی بار روانی مضاعف را ندارد. یعنی هنوز خانواده با این اتفاق کنار نیامده و نپذیرفته، وقتی ناگهان رسانه‌ای می‌شود و از چارچوب خانواده خارج می‌شود و وارد فضای عمومی می‌شود، به‌ویژه زمانی که عکس و اسم قربانی هم منتشر شده، این خانواده احساس می‌کنند که تمام کشور در مورد آنها صحبت می‌کنند. در واقع بحث حفظ حریم کودک و خانواده‌هاست.

این روانشناس ادامه می‌دهد: برای مثال، ماجرای خودسوزی سحر خدایاری و نحوه پرداختن به آن، از سحر یک قهرمان ساخت در حالی که قهرمان واقعی نبود. نحوه پوشش خبری ماجرای سحر باعث شد که خانواده او بیایند و یک راز خانوادگی (دوقطبی بودن یا نبودن سحر) منتشر و در معرض دید عموم قرار دهند. آیا سحر می‌خواست که مردم بدانند که دچار بیماری روانی و اختلال عصبی بوده است؟ در بحث رسانه، حفظ حرمت دیگران خیلی مهم است.نکته دیگر این است که هر خبرنگاری نباید این اخبار را پوشش دهد و خبرنگارها باید از قبل، آموزش تخصصی پوشش این نوع اخبار را داشته باشند که خودشان کمترین آسیب روانی را ببینند.

مسئله از سطح فردی خارج می‌شود

از دیگر سو، اردشیر بهرامی، جامعه‌شناس خودکشی‌ هم در ارتباط با این موضوع به ایرناپلاس می‌گوید: بحث خودکشی هم مثل تجاوز است. برای من به‌عنوان یک کنشگر اجتماعی و پژوهشگری که در حوزه خودکشی کار می‌کند، سؤال است که چرا خودسوزی و خودکشی یک فرد با دلایل فکری، اعتقادی و خانوادگی این‌همه نمود پیدا می‌کند و سیستم و فرآیندی به اخبار پیرامون این رخداد بدون رعایت اصول حرفه‌ای و شیوه درست اطلاع‌رسانی دامن می‌زند. این موضوع تبدیل به مسئله‌ای اجتماعی در سطح جامعه می‌شود تا جایی که مسئله از سطح فردی، خانوادگی و اجتماعی خارج می‌شود و شکل مسئله‌ای در سطح ملی را به خود می‌گیرد. به همین دلیل، این رفتار می‌تواند برای کل جامعه‌ای که آن فرد را می‌بینند و این رفتار را مشاهده می‌کنند، بازخوردی جدی داشته باشد و با توجه به نقش آموزندگی آن، همیشه دیگرانی هستند که از این کار الگو بگیرند.

جوانان و نوجوانان تأثیر بیشتری می‌پذیرند

بهرامی اضافه می‌کند: خودکشی وقتی در ملأعام باشد، هدفش نشان دادن نارضایتی و مسائلی است که قابل حل نبوده و فرد می‌خواهد آن را به کل جامعه نشان بدهد. این فرد در نیت خود، به دنبال تأثیرگذاری بر محیط و کل جامعه است. به‌خصوص که فردی بخواهد با تهیه کلیپی اقدام به خودکشی کند. به‌ویژه در گروه‌های جوانان و نوجوانان که سطح الگوپذیری و جامعه‌پذیری بیشتری دارند و بُعد هیجانی و عاطفی آنها نسبت به سالمندان بیشتر است، تأثیر بیشتری می‌پذیرند. انعکاس این اخبار در رسانه‌ها نیز می‌تواند پیامدهای مخربی در بُعد یادگیری جامعه از آن رفتار به همراه داشته باشد. به همین دلیل، پرداخت رسانه‌ای بدون رعایت اصول حرفه‌ای و رهاشدگی فضای مجازی با قدرت گسترده‌ای که این شبکه‌ها دارند می‌تواند تأثیر مخرب ماجرا را گسترش دهد.

نباید اخبار و تصاویر خودکشی در صفحه اول قرار بگیرند

این جامعه‌شناس توضیح می‌دهد: سازمان بهداشت جهانی دستورالعملی دارد و بر این باور است که نباید اخبار و تصاویر خودکشی در صفحه اول یا در بخش عناوین مهم اخبار قرار بگیرند. از آنجا که تیتر می‌شوند، می‌تواند موجب گسترش خودکشی در جامعه شود. برای مثال، خودسوزی این دختر (دختر آبی) به‌خاطر موضوع فوتبال برجسته می‌شود و گروه‌های بسیاری در جامعه طرفدار و دوستدار فوتبال هستند. به‌خصوص گروه دختران که از این فرصت محروم هستند، این رفتار به شکل رفتاری قهرمانانه تلقی می‌شود و پیامد بسیار بدی به همراه خواهد داشت. وقتی یک قهرمان یا یک سلبریتی یا فردی مشهور خودکشی می‌کند، نوع پرداخت به این خبر می‌تواند به امر خودکشی مشروعیت ببخشد.

بنابراین توصیه می‌کنم رسانه‌ها از شکوهمندسازی و پر و بال دادن و قهرمان‌سازی افرادی که خودکشی می‌کنند بپرهیزند. البته منکر این نیستیم که فرد به دلیل عدم رسیدن به حقوق خود، قربانی شده است، اما این شیوه موجود و قهرمان‌سازی جامعه، ما را در آینده به این سمت می‌برد و شیوه خودکشی را به‌عنوان یک کنش برای رهایی یا اعتراض به مشکلات زندگی و جامعه عادی‌سازی می‌کند.


منبع:

ایرنا پلاس

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 2 =