ضرورت توجه رسانه به «سلامت ذهن» مخاطب

تهران-ایرنا-_این روزها اخبار جاری جهان بر نگرانی‌های موجود افزوده و لایه دیگری از وحشت به آن اضافه کرده است. مهم ترین این اخبار شیوع مجدد کرونا، بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، فجایع جاری ناشی از تغییرات آب‌وهوایی؛ بحران‌های جهانی که کنترل آن از دست فرد خارج است و به آسانی می‌توانند ما را به درماندگی، وحشت و اضطراب دچار کنند.در این موقعیت آیا رسانه ها می توانند در حین اینکه به کار اطلاع رسانی بپردازند اما به ایجاد آرامش هم در جامعه کمک کنند؟

داود نعمتی انارکی عضو هیئت علمی و دانشیار دانشگاه صداوسیما و مدیرکل سابق روابط عمومی صداوسیما در گفتگو با شفقنا رسانه پاسخ را در دو واژه «سلامت ذهن» می داند و می گوید: بحران ها همواره باعث ایجاد اضطراب  در روان شهروندان می شوند و وقتی اخبار متعدد بحران ها توسط رسانه ها انتشار می یابند، نگرانی ها حتی تا سطح مردن نیز افزایش پیدا می کند، پس باید به سلامت ذهن مردم توجه نشان داد.

متن گفتگو را در ادامه بخوانید…

فکر می کنید رسانه چه مسئولیتی در قبال آرامش فکری جامعه دارد؟

همانطور که اشاره کردید اخباری که جنبه منفی دارند، با روان مخاطبان خود بازی می کنند و نگرانی و اضطراب را تشدید می کنند، در ماه های اخیر افزایش یافته که بخش عمده ای از این اخبار جنبه جهانی دارد و دنیا با آن مواجه است. مانند اخبار بیماری کووید۱۹که مردم دنیا درگیر آن هستند و در این ۱۷ ماه میلیون ها نفر به آن مبتلا شده اند و صدها هزار نفر نیز جان خود را از دست داده اند. برخی دیگر از اخباری که آن ها نیز جنبه جهانی دارند، نگرانی ها و اضطراب هایی را پدید آورده اند مانند؛ مشکلات اقتصادی و بیکاری ناشی از بیماری کرونا که دولت های مختلف تلاش کرده اند با فراخور امکانات، شرایط اقتصادی و مدیریتی خود سیاست ها و تصمیماتی اتخاذ کنند که آثار سوء این مشکلات کاهش یابد.

پس می بینیم بخشی از این اخبار جنبه جهانی دارد که دولت ها سعی می کنند تا با بهره گیری از تصمیمات عقلانی و اتخاذ سیاست های درست و الگوگیری از هم بر مشکلات فائق آیند. اما برخی از اخباری که جنبه های منفی دارند، خاص کشور یا جغرافیایی با ویژگی هایی خاص هستند؛ از جمله کشور خودمان ایران که  با مشکلاتی خاص مواجه است و بنابراین حجم اخبار منفی آن نیز افزایش یافته است، از جمله افزایش مبتلایان به بیماری کووید۱۹، افزایش فوتی های این بیماری، بحران دارو، کاهش ارزش پول ملی، کوچک شدن سفره اکثریت مردم در ماه های اخیر، مسائل و مشکلات کشورهای همسایه مانند افغانستان که می تواند بر شرایط ما نیز اثراتی سوء داشته باشند. این مسائل و مشکلات که اخبار آن عمدتاً در رسانه های داخلی و خارجی و با رویکردهایی خاص انتشار می یابند، روح و روان مخاطبان خود را به بازی گرفته و آن ها را دچار اضطراب و افسردگی بیشتر می کند.

اما اینکه رسانه های داخلی در خصوص این اخبار چگونه اطلاع رسانی کنند که هم وظیفه خبری خود را انجام داده باشند و هم به آرامش جامعه کمک کنند باید عرض کنم که شاید بتوان پاسخ آن را در دو واژه «سلامت ذهن» داد. بحران ها همواره باعث ایجاد اضطراب  در روان شهروندان می شوند و وقتی اخبار متعدد بحران ها توسط رسانه ها انتشار می یابند، نگرانی ها حتی تا سطح مردن نیز افزایش پیدا می کند، پس باید به سلامت ذهن مردم توجه نشان داد.

سلامت ذهن در اینجا به چه معناست؟

سلامت ذهن را دو گونه معنی می کنم؛ اول اینکه‌ رسانه ها باید از القای اضطراب در مخاطبان پرهیز کنند و نباید به گونه ای اخبار منفی را منتشر کنند که مخاطب را به حالت تلقین پذیری فرو ببرند. البته رسانه ها از تکنیک های مختلفی استفاده می کنند تا القای این اخبار منفی به راحتی انجام شود، مثلاً نوع بیان مجری، ارائه تصاویری خاص و یا برجسته سازی برخی از زوایای منفی رویداد از جمله این تکنیک ها هستند و شناخت مخاطبان نسبت به این تکنیک ها باعث می شود تا آثار مخرب این اخبار کاهش یابد. در واقع سواد رسانه ای مردم نقش مهمی در میزان اثرپذیری از رسانه ها دارند.

دوم اینکه برای بالا بردن سلامت ذهن مخاطبان باید اولا شناخت آن ها را نسبت به بحران و مشکل پیش آمده بالا برد تا مخاطب بتواند به لحاظ روحی و روانی با بحران به شکل درست روبرو شود و ترس و واهمه غیر منطقی پیدا نکند. در ثانی نوع چینش اخبار توسط رسانه ها، انتخاب تیتر و عنوان مناسب و… می تواند موثر باشد. در واقع نحوه اطلاع رسانی باید به گونه ای باشد که اضطراب، ترس بی مورد و افسردگی نصیب مخاطب نشود. اینکه هر روز صرفاً اعلام شود این تعداد فوتی و مبتلا به بیماری کرونا در کشور اضافه شده، بدون اینکه راهکارهای صحیح مقابله با بیماری توضیح داده شود، غیر از اینکه موجبات افسردگی و ناراحتی را پدید می آورد، نتیجه دیگری ندارد.

باید شناخت مخاطب نسبت به بحران را عمق داد تا با زوایای آن آشنا شود، در این حالت است که مردم می توانند شرایط خود با بحران را مدیریت کنند. بگذارید یک مثال بزنم؛ بعد از اینکه متوجه شدم دچار بیماری کرونا شده ام و ریه ام به شدت آسیب دیده و باید در ICU بستری شوم،  همسرم به من تاکید کرد که دو چیز را از خودم دور کنم؛ ترس و استرس که هر دو عامل خطرناکی در این بیماری است. باید بگویم خیلی ها که دچار این بیماری می شوند بخاطر همین دو عامل ترس و استرس دچار مشکل شده و حتی ممکن است فوت کنند. پس رسانه ها می توانند با پیام های آگاهی بخشی و آموزش های صحیح  موجب سلامت ذهن مردم شوند تا آن ها بتوانند بدون ترس و اضطراب با بحران مقابله کنند. البته نوع نگاه و میزان ارتباطی که مردم با اخبار منفی پیدا می کنند در ایجاد اضطراب و ترس تاثیر دارد. مردم باید یاد بگیرند که نباید ذهنشان را زیادی معطوف به چیزهای منفی کنند، چون قادر نخواهند بود ذهن را نسبت به این اخبار سامان دهند. به عبارتی عیناً شبیه اتاق بهم ریخته ای می شود که چیزی سرجایش قرار ندارد.

اگر بپذیریم که رسانه ها قادرند برای درگیر کردن مخاطبان از اضطراب و استرس زا بودن اخبار استفاده کنند، پس مردم باید یاد بگیرند در برابر پیام های مضطرب کننده ذهن و روان خود را مدیریت کنند. مردم در برابر اخبار رویدادهای منفی یا صرفاً مات و بی دفاع می شوند، یا خشمناک شده و یا ضمن اینکه به آن توجه کرده اما از آن عبور می کنند که می توان به آن خود تنظیمی در برابر این اخبار نامید.

با این اوصاف وقتی در برهه ای حجم اخبار منفی زیاد می شود، چگونه می ًتوان در عین اطلاع رسانی درست و اصولی، پیامدهای اخبار منفی را مدیریت کرد؟‌

رسانه ها به شیوه های مختلف می توانند پیامدهای اخبار منفی را کاهش دهند، مثلاً اخبار منفی ترجیحاً در ابتدای خبرهای رادیو و تلویزیون و یا صفحات اصلی روزنامه ها و به عنوان اخبار اصلی انتشار نیابند، از زدن تیتر و عنوان منفی برای اخبار منفی پرهیز شود، در بین اخبار منفی خبرهای خوشحال کننده ‌گنجانده شود، اخبار جشن ها، زیبائی های طبیعت آرامش بخش مخاطب است. در یک‌ کلام اگر رسانه ها در پوشش خبری رویدادها نگاه حرفه ای داشته باشند تا نگاه صرفاً سیاسی یا سازمانی، مخاطب نیز پس از دریافت اخبار کمتر تحت تاثیر جنبه های منفی برخی خبرها قرار می گیرد. همچنین برخی رسانه ها وقتی اخبار منفی را منتشر می کنند، به گونه ای نشان می دهند که گویی این اخبار مرتبط با ۹۹درصد افراد جامعه است، در حالی که چنین نیست. این اخبار می توانند مکانیزم هشدار دهنده محسوب شوند اما نباید به گونه ای مطرح شوند که درگیری عاطفی شدیدی را برای مخاطبان پدید آورد.

مثلاً خبر یک بحران جنبه های مختلفی دارد و صرفاً آسیب های آن نیست؛ تصمیمات و اقدامات مسئولان، کمک های مردمی و بشردوستانه و… از دیگر خبرهای حواشی بحران است که رسانه ها در پوشش اخبار بحران باید رویکرد ترکیبی در انتشار داشته باشند. چندی پیش خبری در یکی از رسانه ها مشاهده کردم که در ارتباط با سیل آلمان بود و خبر به گونه ای تنظیم و انتشار یافته بود که گویی این کشور را آب برده است، در حالی که چنین نیست. بالاخره دولت آلمان و مردم مناطق سیل زده کارهایی را در ارتباط با رویداد انجام دادند که در پوشش خبر باید جنبه های مختلف مد نظر باشد، نباید نگاه صرفاً سیاسی را مد نظر قرار داد چون آزار دادن مخاطبانی است که دوست دارند اخبار مناطق دیگر را پیگیری کنند.

 

عملکرد رسانه های داخلی را در هفته های گذشته (با توجه به حجم بالای اخبار منفی) چگونه ارزیابی می کنید؟

ارزیابی عملکرد رسانه های داخلی باید به طور ریشه ای و نسبت به رویدادهای مختلف انجام شود. به اعتقاد من شواهد سال‌های اخیر که با بحران های مختلفی مواجه شدیم، نشان می دهد که رسانه ها به الزامات رعایت اصول حرفه‌ای و مسئولیت اجتماعی  توجه ویژه نشان نداده اند.  انتشار نامتناسب اخبار مربوط به بحران ها و رویدادهای مختلف به رفتارهای بی اعتمادی مخاطبان نسبت به پوشش خبری رویدادها دامن زده است. شاید علت در این باشد که دستورالعمل مناسب و حرفه ای برای تهیه و انتشار اخبار و بخصوص اخبار منفی نداریم. رسانه‌ها باید شیوه‌نامه ای داشته باشند که در آن نحوه پوشش اخبار بحران ها و اخبار منفی مشخص شده باشد. به همین دلیل است که عملکرد رسانه ها نسبت به پوشش اخبارمنفی با یکدیگر متفاوت است.

رسانه های داخلی چون عمدتا رویکرد سیاسی و سازمانی و عرفی دارند تا رویکرد حرفه ای، قادر نیستند در جذب مخاطب و نگهداشت آن ها موفق عمل کنند. باید برای پوشش اخبار حوزه سلامت، امنیت، جنایت، خودکشی، تجاوز، جنگ، سیل، زلزله و… دستورالعمل داشت، چرا که اخبار این رویدادها را نمی توان مسکوت گذاشت اما حتما باید تابع دستورالعمل پوشش خبری باشد.

فکر می کنید اشکال کارشان در چیست و رسانه ها چه کاری باید انجام می دادند که ندادند؟

عادی سازی اخبار مثلاً کرونا یکی از اشکالات رسانه های داخلی است. مثلا همین اخبار مبتلایان و فوتی های ایران و جهان هر روز به شکلی یکسان و تکراری بیان می شود که خطر عادی سازی دارد.

اشکال دیگری که در پوشش اخبار منفی در رسانه های داخلی می بینم این است که به تاثیرات روانی آن توجه نمی کنند. برای من به‌عنوان یک کنشگر اجتماعی و پژوهشگری که در حوزه رسانه کار می‌کند، سؤال است که چرا برخی رسانه ها بیشتر مورد وثوق جامعه اند و مردم به اخبار آن ها اعتماد می کنند، اما برخی رسانه ها از سطح اعتماد بالایی از سوی مردم برخوردار نیستند؟ پاسخ آن را باید در عملکرد حرفه ای و غیر حرفه ای دید.

از دیگر اشکالات رسانه های داخلی در پوشش خبری رویدادهای منفی این است که خبرنگار، دبیرخبر، سردبیر و مدیرخبر عمدتاً هریک برمبنای سلیقه، تجربه، شناخت، رویکرد سازمانی و شناخت از بحران به تهیه و تنظیم و انتشار مبادرت می کنند. برای همین است که خبر از لحظه تولید تا انتشار چند پاره می شود.

در پایان این نکته را تاکید کنم که یک اشکال اساسی در کار رسانه های داخلی در شرایط بحرانی مانند کرونا، این است که به سلامت ذهن مخاطبان در برخورد با چنین بحران هایی توجه نشان نداده اند، یا شرایط چنان سیاه ترسیم شده که همه چیز در حال اتمام است و این یعنی فاجعه و یا اینکه اصلاً اتفاقی نیفتاده است و این یعنی عادی سازی بحران در جامعه. در حالی که اگر اینگونه خبرها با شیوه حرفه ای پوشش پیدا کنند، مردم قادر خواهند بود که فاجعه و یا عادی بودنش را تشخیص دهند. البته نقش سواد رسانه ای مخاطب را هم باید در نظر داشت.

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha